تبليغاتX
ادبیات و سینما :: ادبیات و سینما
ادبیات و سینما
سین

تو را فقط با نت سی ویولون می توان درد کشید و فریاد زد

چرا که این حنجره فرسوده و مصموم اسم سین دار تو را سکته می دهد

ماه تابان من تو را چگونه تو بنامم چرا که قبل از من با منی

 

 

|+|
نوشته شده توسط آرام شریفی و شاهین زبانگهر در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 16:48

جوانمردا این شعر را چون آینه دان آخر دانی، که آینه را صورتی نیست در خود اما هرکه در او نگاه کند صورت خود تواند دید....«عین القضات همدانی».

|+|
نوشته شده توسط آرام شریفی و شاهین زبانگهر در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 10:35
مقدمه

ترس و اضطراب که زاده ی انسان بودن است گاه گاه انسان را وادار به سکوت، سکون و گاه گاه انسان را وادار به فرياد کشيدن می کند، فريادی که اثبات انسان بودن است حداقل برای خودمان که احساس می کنيم در پرتگاه مسخ و روزمرگی نفس می کشيم.

|+|
نوشته شده توسط آرام شریفی و شاهین زبانگهر در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 17:37

ناربانوی زندگیم امید صدقه سر تو، هنوز در رگ های پر خونم جریان دارد. در وجود پر دردم ناربانوی زندگیم سلام.

|+|
نوشته شده توسط آرام شریفی و شاهین زبانگهر در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 17:36

اين وبلاگ صرفاً کور سوی اميدی است به دهليزهای تاريک زندگی مان که ما را از اجتماع گوسفند وار انسان ها جدا و انگيزه ای همچنان باشد برای غريزه ی عزيز نوشتن، نوشتن و پير شدن، نوشتن و سرزدن به ناخودآگاه چرکين تارخی يمان، نوشتن و احتمالاً آگاه کردن کسانی که هم دردمان هستند.

|+|
نوشته شده توسط آرام شریفی و شاهین زبانگهر در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 17:36
آرشیو: ادبیات و سینما :: ادبیات و سینما
ادبیات و سینما
بایگانی وبلاگ
<-ArchiveTitle->